أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )
22
مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )
ولى كسى كه خود را به زمين چسبانده و چون شير به سويت خيز گرفته ، و مثل روباه در كمين است تا تو را بفريبد و اگر فرصتى به دست آورد به سويت حمله مىكند عبد الله بن زبير است ، اگر با تو چنين كرد او را قطعهقطعه كن . « 1 » نامه يزيد به وليد ( 1 ) أبى مخنف مىگويد معاويه اول ماه رجب سال 60 هجرى يزيد را به حكومت رسانيد ، در آن زمان وليد بن عتبة بن أبى سفيان ، امير مدينه و عمر و بن سعيد بن عاص أمير مكه بود ، و نعمان بن بشير أنصارى ولايت كوفه را داشت و امارت بصره در دست عبيد الله بن زياد بود . تمام تلاش يزيد بر اين بود تا از كسانى كه دعوت معاويه را براى بيعت با يزيد ، وليعهد بعد از خودش ، نپذيرفتند بيعت بگيرد . لذا به وليد بن عتبة بن أبى سفيان ، والى مدينه نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم ، از يزيد - امير المؤمنين به وليد بن عتبة : . . . معاويه بندهاى از بندگان خدا بود كه خداوند او را بزرگ داشت ، و جانشين خويش قرار داد ، و [ خلافت ] را به او واگذار كرد و مقام و مكنتى به او بخشيد ، او به تقدير [ الهى ] زيست و با أجل [ او ] در گذشت ، خدا رحمتش كند ، در زندگى مورد ستايش [ مردم ] بوده و نيك سيرت و تقوا پيشه بوده است و السلام . [ همراه اين نامه ] در صحيفهء كوچكى به اندازه گوش موش [ يعنى در كاغذ كوچكى ] نوشت : حسين و عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبير را براى بيعت دستگير كن و به شدت تحت فشار قرار بده و هيچ مهلتى به آنها نده تا اينكه بيعت كنند .
--> ( 1 ) طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، تحقيق . محمد ابو الفضل ، قاهره ، دار المعارف ، ج 5 : ص 322 و ر ك : سبط ابن الجوزى ، تذكرة الخواص ، نجف ، مطبعة الحيدرية ، 1383 ه . ق ، ص 235 ، با كمى تغيير .